تغییر آدرس وبلاگ
سلام
نمی دونم کی قراره این مطلب را بخونه، یا حتی اصلا کسی این رو می خونه یا نه ولی اگه یه موقع یکی به سرش زد که بیاد به این وبلاگ سر بزنه، بدونه که آدرس وبلاگ عوض شده :
ديروز - تهران - دانشکده عمران دانشگاه صنعتی خواجه نصيرالدين طوسی!
سلام
خیلی وقته ننوشتیم و معلوم هم نیست که دیگه کی بنویسیم! دیروز چند نفری از بچه ها دانشگاه بودند (۳نفر از کسانی که هنوز دفاع نکردن و ۱ نفر هم که ول کن این دانشگاه نیست. یکی نیست بهش بگه: چی از جون این دانشگاه می خوای؟!!!)
تهران دیروز یه هوای برفی عالی را تجربه کرد. ما هم تا اونجایی که می شد از امکانات دانشگاه!!!!! استفاده کردیم. جای دوستان خالی.
تعدادی از عکس های مربوط به دیروز را می تونید اینجا ببینید:

نمایی از فضای سبز دانشگاه

نمایی از ساختمان اسکان

دکتر صبور که معرف حضورتون هستن! اون دو تا هم امین و محمد هستن.

این هم که ....

تو این عکس دی جی داریوش هم به جمع ما اضافه شده!

این هم شاهکار بچه های کارشناسی ارشد!!! محیط زیست
(فکر کنم این یکی از مفیدترین کارهایی بود که در دوران تحصیل کارشناسی ارشد انجام دادیم. حداقل از سر کلاس رفتن که خیلی مفیدتر بود!)

بدون شرح!!!!!




امیدوارم در آینده ای نزدیک بازم بچه ها دوباره دور هم جمع بشیم
(همه را می گم چه اونایی که دفاع کردن چه اونایی که دفاع نکردن چه اونایی که دفاع کردن و هنوز....)
امروز که این windrose را می نویسم فقط پنج نفر از بچه ها موندن. من و مهدی وابوذر و نوید و محمد. بقیه دفاع کرده اند و رفته اند.
دیجی بچه اش زیر فشار است. امین دفاع کرده و مهدی هنوز داره تلاش می کنه. بقیه رو نمی دونم.
چاب شده در ويزهنامهی صنعت برق روزنامهی دنيای اقتصاد:
«انرژي هستهاي؛ چارهانديشي براي آينده»
محمد نيكخواه منفرد-ورودی ۸۴ ارشد محيط زيست
روند پرشتاب رشد مصرف انرژي در جهان و چشمانداز پيشرفت و توسعهي علم و فناوري، بشر را با پرسشي بسيار مهم و جدي روبرو ساخته است كه آيا منابع انرژي موجود، توان پاسخگويي به نيازهاي نسلهاي آينده را خواهد داشت؟
در 20 سال گذشته، ميزان توليد برق جهان دو برابر شده است و بر پايهي پيشبينيها، تا 50 سال آينده، مصرف جهاني انرژي سه برابر ميزان كنوني خواهد بود. با وجود اين كه امروزه سوختهاي فسيلي فراوان و در دسترساند، اما مسير پرشتاب مصرف و محدوديت اين منابع از يك سو و آلايندگي آنها از سوي ديگر، باعث جستجوي بشر براي دستيابي به منابع نوين شده است.
حاصل كوشش علم در اين زمينه، آشنايي با انرژيهاي تجديدپذير بوده است. انرژي خورشيدي، انرژي باد، انرژي بيوماس، انرژي اقيانوسها و انرژي هستهاي، از اين جملهاند. در بين انرژيهاي يادشده و ديگر انرژيهاي تجديدپذير، انرژي هستهاي بگونهاي ويژه مورد توجه قرار گرفته؛ چراكه بازده توليدي بالا و موقعيت استراتژيك، بدان جايگاهي برتر از ساير منابع داده است.
اين توجه و گرايش به حدي است كه با وجود تنگناهايي كه در بكارگيري انرژي هستهاي وجود دارد، روزبهروز استفاده از آن فراگيرتر ميشود. نخستين نيروگاه هستهاي، در اتحاد جماهير شوروي سابق ساخته شد و اين امر، بزودي به ديگر كشورها نيز كشيده شد؛ اما پس از چندي در برخي كشورها و بويژه در آمريكا، سير بازدارندهاي در روند گسترش انرژي هستهاي آغاز شد و بحثهايي جدي در مورد سودمندي اين نيروگاهها در آمريكا و اروپاي غربي، درگرفت.
پسابهاي پرتوزا و زيانبار نيروگاهها، نگراني فزايندهاي را براي مردم و مسؤولان كشورهاي داراي اين فناوري ببار آورده بود. البته دستاندركاران اين نيروگاهها، با اطمينان، از بسته بودن چرخهي فرآيندها سخن ميگفتند و ادعا داشتند كه مواد پرتوزا، هرگز به بيرون از نيروگاه، راه نخواهد يافت و بصورت كاملا كنترلشده، دفع خواهند شد و اين تهديد را در برابر آلايندگي سوختهاي فسيلي و هيدروكربني، بسيار كماهميت برميشمردند.
بررسيها و پژوهشهاي بيشتر، علت اصلي دامن زدن بدين نگرانيها را برملا ساخت؛ انرژي ارزان و كارآمد نهفته در هستهي اتمها، ميتوانست حيات شركتهاي بزرگ نفتي را با چالشي جدي روبرو سازد و حاكميت آنها را بر بازار انرژي جهان، به خطر اندازد؛ از اين رو، اين شركتها سردمدار مبارزه و مخالفت خيرخواهانه (!) با انرژي هستهاي شده بودند.
گذشته از اين بحثها، بكارگيري انرژي هستهاي، بدون هزينه و خطرپذيري نيست. يك حادثهي قابل پيشگيري مانند فاجعهي نيروگاه چرنوبيل، براي بدبين شدن بسياري از مردم به اين فناوري كافي بود؛ بدنبال اين رويداد، دولت آلمان از رده خارج كردن همهي نيروگاههاي هستهاي خود را تا سال 2010 در برنامه دارد و منابع ديگر تجديدپذير را جايگزين آن خواهد كرد. از سويي ديگر، بحث سلاحهاي مجهز به فناوري هستهاي و مواد پرتوزا، جامعهي جهاني را بسيار نگران ساخته است.
همچنين بسياري از كشورها در اين زمينه هنوز به خودكفايي نرسيدهاند يا منابع و معادن لازم را ندارند و بهرهگيري از انرژي هستهاي براي آنها، برابر با وابستگي حياتي به قدرتهاي خارجي است.
با همهي اين دغدغهها، امروزه بسياري از كشورها در حال بررسي، پژوهش و برنامهريزي براي ساخت نيروگاههاي هستهاي هستند.
براي نمونه، گنجايش نيروگاههاي هستهاي چين، تا سال 2020 به 20 هزار مگاوات افزايش خواهد يافت و در كرهي جنوبي، برنامهها بگونهاي است كه در ده سال آينده، گنجايش توليد نيروگاههاي اتمي 9500 مگاوات بيشتر ميشود. همچنين در كشورهاي ديگري مانند ژاپن، تايوان، روسيه، اوكراين، سوئد و ايران، نيروگاههايي در دست ساخت است كه گنجايش توليد برق را تا چندهزار مگاوات افزايش خواهد داد.
بطور كلي ميتوان گفت، انرژي هستهاي با وجود برخي تنگناها و دغدغهها، از سالمترين و ارزانترين منابع انرژي است. بنا بر برآوردها، هزينهي هر كيلوواتساعت برق هستهاي، برابر نصف هزينهي برق توليدي از سوختهاي فسيلي است.
انرژي هستهاي در ايران
در كشور ما، ايران، نيز بكارگيري انرژي هستهاي بگونهاي گسترده مطرح شده است و كوششها در اين زمينه ادامه دارد. استفاده از اين انرژي در ايران، تا كنون بر پايهي پژوهشهاي علمي-كاربردي، بهرهگيري از اشعه براي سترون كردن و توليد ايزوتوپهاي گوناگون بوده است.
كشور ما از كشورهايي است كه فناوري هستهاي در آن بومي است و خود داراي ذخاير سرشار مواد اوليهي توليد اين انرژي ميباشد و همين امر، انگيزهي بكارگيري انرژي هستهاي را در كشور دوچندان ميكند.
موضوع انرژي هستهاي براي نخستين بار در سال ۱۳۳۹هجري شمسي با تصويب تأسيس سازمان انرژي اتمي ايران، مطرح شد. در آن هنگام، همزمان با طرح آيزنهاور، رييس جمهور وقت آمريكا، با نام «اتم براي صلح»، چند كارشناس آمريكايي پس از بررسي و تحقيق سهساله دربارهي توليد برق هستهاي، اعلام كردند كه براي رفع نيازهاي آينده، بايد تا سال 1993، هفت نيروگاه هستهاي با كمك كشورهاي داراي اين فناوري، در ايران ساخته شود؛ آمريكا حاضر شد يك نيروگاه تحقيقاتي با قدرت پنج مگاوات، مقداري اورانيوم با غناي 93 درصد -كه با اين درصد خلوص حتي ميتوانست داراي كاربرد نظامي نيز باشد- و يك محفظهي استخراج پلوتونيم از سوخت مصرفشده را به ايران بدهد و در كنار اين كمكها، مركز پزشكي هستهاي ايران نيز به ياري آمريكا در كشور راهاندازي شد و اين دگرگونيها تا راهاندازي نيروگاه تحقيقاتي هستهاي در تهران در دههي 40 و تا سال 1353، زيرنظر مركز اتمي دانشگاه تهران، ادامه يافت.
پس از اين تاريخ، مركز تحقيقاتي آمريكايي استنفورد، مأمور رسيدگي و انجام پژوهش در ايران شد و اعلام كرد كه در سالهاي آينده، كشور بايد 23 هزار مگاوات برق مصرفي خود را از طريق انرژي هستهاي بدست آورد.
در همين دوران شركت آلماني KWU قرارداد ساخت نيروگاه بوشهر را -كه ميتوانست چهار مولد در خود جاي دهد- با ايران امضا كرد تا بيش از 4000 مگاوات برق هستهاي ايران تأمين شود؛ اما طرف آلماني به اين قرارداد پايبند نماند و با آنكه بيش از 70 درصد از فاز نخست و بيش از 50 درصد فاز دوم نيروگاه بوشهر را تكميل كرده بود، به يكباره پس از پيروزي انقلاب اسلامي از اجراي تعهداتش سر باز زد.
البته در اين دوران، ايران با فرانسه نيز وارد مذاكره شد و حتي هماهنگيهايي را بر سر ساخت دو مولد در دارخوين، به دست آورد و اين، زمينهاي براي همكاري گستردهتر تهران و پاريس در مورد فناوري هستهاي شد؛ چراكه فرانسويها قبول كردند يك مركز تحقيقاتي سوخت هستهاي را نيز در اصفهان بسازند تا افزون بر پشتيباني علمي و فني از مولدها و نيروگاههاي هستهاي كشور، به گسترش فناوري توليد و بكارگيري مواد هستهاي در ايران كمك كنند. ايران در اين زمان حتي با دولتهاي وقت انگليس، آفريقاي جنوبي و كانادا نيز وارد مذاكره شد تا از آنها سوخت هستهاي بخرد.
پس از انقلاب، در برهههايي، نسبت به انرژي هستهاي بيتوجهي شد و ساخت اين نيروگاهها با وقفه روبرو گشت؛ با آغاز جنگ تحمليلي نيز، بخشهاي ساختهشدهي نيروگاهها، با بمبارانهاي مداوم خسارات فراوان ديد؛ تا حدي كه نيروگاه دارخوين، بكلي ويران گشت. پيگيري برنامهي صلحآميز هستهاي در دوران جنگ و آغاز دههي 60 شمسي، از سرگرفته شد و دستيابي به اين فناوري بصورت فراگير، يعني در همهي زمينههاي صلحآميز پـزشكي، صنعتي، كشاورزي و غير از اينها، در دستور كار قرارگرفت و بخاطر دست كشيدن آلمان و پس از آن ژاپن، از تعهدات خود، ادامهي كار، بر عهدهي روسيه و اوكراين گذاشته شد كه اوكراين نيز پس از چندي از اين ميدان پاي دركشيد.
از اين برهه به بعد، مراكز گوناگوني در ايران ساخته شدند كه از جملهي آنها، مي توان به مركز تابش گاما، مركز تحقيقاتي كشاورزي و پزشكي كرج، مركز پرتو فرآيند يزد و مركز انرژيهاي نو اشاره كرد. از نظر دستيابي به علم بومي نيز، كشور به پيشرفتهاي چشمگيري در مباحث ايمني هستهاي، حفاظت در برابر اشعه، آب سنگين اراك وچرخهي سوخت هستهاي رسيد.
چرخهي سوخت هستهاي دربرگيرندهي فرآوري سنگ معدن اورانيوم، تبديل اورانيوم، غنيسازي، توليد سوخت هستهاي و بازفرآوري سوخت مصرف شده است و كارشناسان هستهاي كشور، پيشرفت كنوني ايران را در همهي مراحل چرخهي سوخت هستهاي، غير از بازفرآوري، بسيار خوب دانستهاند و اكنون ايران در جملهي 10 كشور داراي فناوري غنيسازي است. ناگفته نماند كه براي بكارگيري اورانيوم در نيروگاههاي هستهاي، تنها بايد آن را سه درصد غني ساخت كه اين با رقم 93 درصد -كه براي ساختن سلاح لازم است- بسيار فاصله دارد.
امروزه ايران دو واحد نيروگاه هستهاي در دست ساخت دارد كه در مراحل انتهايي كار هستند و پس از ساخت، بيش از 2000 مگاوات بر گنجايش توليدي برق خواهند افزود و سوخت اين نيروگاهها نيز طبق برنامه در خود ايران تهيه خواهد شد؛ چراكه واردات اين سوخت از كشورهاي ديگر، باعث وابستگي شديد، ناپايداري و عدم اطمينان از فراهم بودن هميشگي انرژي خواهد شد.
اميد است اين بار نيز ايران با پايداري و پشت سر نهادن موانع و تنگناهاي علمي و سياسي، بتواند برگي زرين در تاريخ علم و صنعت و فناوري خويش برجاي گذارد و با گسترش سياست بكارگيري انرژيهاي تجديدپذير، بويژه انرژي هستهاي، گامي بلند در توسعهي پايدار بردارد.
منابع:
مهندس مصطفي عاصمي- منابع سوختي توليد برق در افق 1400- ماهنامهي صنعت برق؛ شمارهي 25، خرداد 1377.
ترجمه: دارا فتوحي- برنامهي بينالمللي رآكتور آزمايشي انرژي هستهاي گرمايي- همان؛ شمارهي 44، دي 1378.
آناتولي الكساندرف- ترجمه: ابوالفضل آزموده- استراتژي انرژي- همان؛ شمارهي 38، تير 1378.
كامبيز پيكارجو- توسعهي منابع و كاربرد انرژيهاي نوين- همان؛ شماره 29، مهر 1377.
علي رحيمزاده خوشرو- انرژيهاي نو و تجديدپذير؛ حافظ محيط زيست جهان- همان؛ شمارهي 107، فروردين و ارديبهشت 1384.
اروپا خسارت تعليق 5/1 ساله را مي پردازد؟- روزنامهي كيهان؛ شمارهي 18218، سال شصت و سوم (يكشنبه، 11 ارديبهشت 1384).
امروز دکتر صبور نمره های اولين کوييز دوران فوق ليسانسمونو داد...
خدا خيرش بده که موقع برگزاری امتحان (که اتفاقا دم افطار هم بود) به التماسهای ما توجه نکرد و آخرش هم کوييز رو گرفت.
نمره ها بد نبود. دست امين درد نکنه که آبروی پسرا رو خريد.
اين دکتر صبور از اون استادهای باحال و منظمه که آدم تکليفشو باهاش ميدونه
نه مثل بعضي ها.... (شرمنده که قبل از فارغ التحصيلی نمی تونم شفاف سازی کنم آخه هنوز با استادا کار داريم و گير نمره ايم...)
نويد:
داريوش:
مهدی:
محمد:
امين:
ابوذر:
حامد:
دلمون براش تنگ ميشه:
علی :
نوشته شده توسط داریوش

